بی پرستوترین آسمان ...

خرید بک لینک
رنج و عتاب و خستگی

عشق و نیاز ...

دلبستگی

از خود خرابم کرده باز

این سایه ها

این خستگی ...

هر چند آرامم

ولی ...

درد است این دلبستگی

در آتش فرقت به روز

از جور نامردان به سوز

میسوزم و هستم هنوز

درمانده و مستم به روز

تا آتشت ...

تا طاقتت ...

تا مست بوسم قامتت

در آسمان و در زمین

مجنون لیلی ام

همین ...

بی پرستوترین آسمان ......

ما را در سایت بی پرستوترین آسمان ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:23

سکوت را هم داشتم

آخرین سنگرم بود

و ...

من و سکوت با هم بودیم

افسوس ...

روزی که خواستم

با دیگران تقسیمش کنم

در میان فریادهایم گم شد

و اکنون ...

گم کرده ای دارم

از جنس سکوت ...

بی پرستوترین آسمان ......

ما را در سایت بی پرستوترین آسمان ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:23

دل گرم که باشی

در کولاک دوری

و

سرمای فصل ...

هم

هرگز چای دو نفره ات ...

یخ نخواهد کرد

بی پرستوترین آسمان ......

ما را در سایت بی پرستوترین آسمان ... دنبال می‌کنید

برچسب: دلم گرم خداوندیست که بادستان من,دلم گرم خداوندیست که بادستان,دلم گرم خداوندیست که بادستان من گندم,دلم گرم خداوندیست که با,دلم گرم خداوندیست که,دلم گرم خداوندیست که بادستان من گندم برای, نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:23

شاید ...

باید این روزها

نباید های ...

بیشتری را بیاموزم

شاید ...

باید این روزها

نه های

بیشتری را بگویم

باید یا نباید

آری یا نه

کدامیک ؟

بی پرستوترین آسمان ......

ما را در سایت بی پرستوترین آسمان ... دنبال می‌کنید

برچسب: این روز ها,این روز ها میگذرد,این روز ها اینگونه ام,این روز های متاهلی,این روز ها پر از سکوتم,این روز ها که میگذرد,این روز ها حالم خوب نیست,این روزها هم میگذرد,این روز های من,این روز ها سخت میگذرد, نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:23

باز مهتاب شد و ...

با هم از آن کوچه گذشتیم

عشق پیدا شده بود

ساده از انکار گذشتیم

گر چه دل ...

زخم شد از نشتر دوری

ما بر آن وعده که دادیم

و آن عهد ...

که بستیم

نشستیم ...

و هستیم ...

بی پرستوترین آسمان ......

ما را در سایت بی پرستوترین آسمان ... دنبال می‌کنید

برچسب: باز مهتاب شبی,باز مهتاب دلم بی تاب است,بی تو باز مهتاب, نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:23

ناگفتههای داود رشیدی از نیم قرن فعالیت هنریاشداود رشیدی همچنان یکی از آرزوهایش این بود که در یک نقش خوب مقابل دوربین برود و خطاب به بازیگران جوانی که وارد این حرفه میشوند، گفته بود: عطش قدرت، عطش پول درآوردن از چیزهای بد دوران ماست. بازیگر به تماشاگر احتیاج دارد و تماشاگر هم به بازیگر.داود رشیدی که در هشتاد و سه سالگی از دنیا رفت، دو سال قبل در هشتاد و یکمین سالروز تولدش و بعد از نیمقرن فعالیت هنری در دیداری که خبرنگار ایسنا با این هنرمند داشت، همچنان سرشار از عشق و امید به کارش بود و آرزو داشت در یک نقش خوب مقابل دوربین برود.در ادامهی گفت بی پرستوترین آسمان ......

ما را در سایت بی پرستوترین آسمان ... دنبال می‌کنید

برچسب: داوود رشیدی و همسرش,داوود رشيدي و همسرش,همسر داوود رشیدی,همسر داوود رشيدي,داوود رشیدی و همسر, نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:23

فارغ از دنیا

و هر چه هست و نیست

از زمین و از زمان

تا هر چه نیست

بستم اقبال بلندت

با زمان

تا که بر دنیا بگویم

بندگی است ...

بی پرستوترین آسمان ......

ما را در سایت بی پرستوترین آسمان ... دنبال می‌کنید

برچسب: فارغ از سودم و زیان,فارغ از جام الستش,فارغ از جام الستش کرده بود,فارغ از این ماجراست,فارغ از دگران,فارغ از عشق,فارغ از دردو غمم,فارغ از خود شدم,فارغ از خود شدم و,فارغ از هر زنده باد, نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:22

اگر احساس و سکوت

یار شوند ...

شوم آن خسته ی خامی

که دلت خواست شوم ...

بی پرستوترین آسمان ......

ما را در سایت بی پرستوترین آسمان ... دنبال می‌کنید

برچسب: احساس سکوت, نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:22

من تولد نگاهت را ...

با شمع نیمه سوخته جشن می گیرم

و موسیقی اشک هایم را

تا آخرین قطعه می نوازم

من بی پرستوترین آسمان توام

و تو ...

دورترین پرواز بالهای آبی ام ...

تقدیم به او ...

همان پرستوی عاشقی ...

که در آسمان نیمه تاریک وجودم

خوش درخشید

و ...

از جام نگاهش مست شدم ...

بی پرستوترین آسمان ......

ما را در سایت بی پرستوترین آسمان ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:22

وقتی از ابر چکید ...

آخرین غصه ی باران

اشک و احساس هم آغوش شدند

خاک از غربت ماندن

تر شد ...

لحظه ای چند گذشت ...

اشکی از گونه ی خورشید چکید

نور مهمان افق گشت

آسمان نقشه ی هفت رنگ کشید ...

رود هم غصه ی باران شد و رفت

یک نفس قصه ی باران شد و رفت

گریه ی ابر چو گردید تمام

آسمان آبی شد ...

و پل خورشید، از دور نمایان گردید

تن من ...

باز زمینی تر شد ...

بی پرستوترین آسمان ......

ما را در سایت بی پرستوترین آسمان ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 129 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:22

صفحه بندی